خرمشهر

خرمشهر

خرمشهر

خرمشهر شهری است مرزی در جنوب غربی استان خوزستان که در محل تلاقی رودخانه های کارون و اروند واقع شده است و از شمال به اهواز ، از شرق به بندر ماهشهر ، از جنوب به آبادان و از غرب به مرز ایران و عراق محدود می شود . رودخانه ی کارون با گذر از داخل شهر خرمشهر (به صورت شرق به غرب) در جنوب خرمشهر به اروند رود می پیوندد که به این نقطه «سه راه تلاقی» گفته می شود . در زمان محمد شاه قاجار در محل کنونی خرمشهر ، بندری بنا شد که محمره نام گرفت . محمره که از ادغام دو کلمه ی عربی ماء (آب) و حمره (سرخ) به وجود آمده به معنای آب سرخ است و خرمشهر به این دلیل که قسمت عظیمی از سواحل شهر ، در بیشتر روز های سال به علت جذر و مد دریا و رسوبات رسی به رنگ قرمز می گرایید به این نام خوانده می شد. در سال 1314 ش ، فرهنگستان ایران با نگاه به موقعیت طبیعی و سرسبزی منطقه ، نام خرمشهر را برای آن پیشنهاد کرد و در سال 1316 شمسی به دستور رضا خان محمره به خرمشهر تغییر نام داد .

خرمشهر

خرمشهر شهری است مرزی در جنوب غربی استان خوزستان که در محل تلاقی رودخانه های کارون و اروند واقع شده است و از شمال به اهواز ، از شرق به بندر ماهشهر ، از جنوب به آبادان و از غرب به مرز ایران و عراق محدود می شود . رودخانه ی کارون با گذر از داخل شهر خرمشهر (به صورت شرق به غرب) در جنوب خرمشهر به اروند رود می پیوندد که به این نقطه «سه راه تلاقی» گفته می شود . در زمان محمد شاه قاجار در محل کنونی خرمشهر ، بندری بنا شد که محمره نام گرفت . محمره که از ادغام دو کلمه ی عربی ماء (آب) و حمره (سرخ) به وجود آمده به معنای آب سرخ است و خرمشهر به این دلیل که قسمت عظیمی از سواحل شهر ، در بیشتر روز های سال به علت جذر و مد دریا و رسوبات رسی به رنگ قرمز می گرایید به این نام خوانده می شد. در سال 1314 ش ، فرهنگستان ایران با نگاه به موقعیت طبیعی و سرسبزی منطقه ، نام خرمشهر را برای آن پیشنهاد کرد و در سال 1316 شمسی به دستور رضا خان محمره به خرمشهر تغییر نام داد .

در دوقرن گذشته این شهر همواره شاهد تهدید های بیگانگان و وسیله ای برای دستیابی به مطامع آن ها بوده است . در سال 1216 ش هنگامی که هرات به سبب خودداری حاکم آن از پرداخت مالیات ، توسط سپاهیان محمد شاه قاجار محاصره شده بود ، نیرو های عثمانی به تحریک انگلستان و به بهانه ی سرکوب عشایر «بنی لام» که در شرق اروند رود ساکن شده بودند ، خرمشهر را اشغال کردند که بهای آزادی آن ، رفع محاصره ی هرات از سوی ایران بود . که در سال 1226 ش بر اساس معاهده ی دوم ارز روم ، حاکمیت ایران بر خرمشهر ، آبادان و سواحل شرقی اروند رود تثبیت شد که بهای آن چشم پوشی ایران از حاکمیت بر سلیمانیه بود .

با باز پس گیری هرات توسط ناصرالدین شاه در سال 1235 ش نیرو های انگلیسی خرمشهر را اشغال کردند و در پی آن بر اساس معاهده 1857 م (1236 ش) پاریس که بین ایران و انگلستان منعقد شد ، به بهای آزادی خرمشهر ، هرات از خاک ایران جدا شد . در جریان جنگ جهانی دوم ، گرایش رضا خان به آلمان ها از یک سو و نگاه متفقین به موقعیت جغرافیایی ویژه ی ایران برای پشتیبانی از جبهه ی روسیه از سوی دیگر ، زمینه ساز اشغال خرمشهر در شهریور 1320 ش شد که پس از پایان جنگ ، بر اساس توافق قدرت های بزرگ اشغالگران خرمشهر را تخلیه کردند .

با آغاز جنگ ایران و عراق خرمشهر به دلیل نزدیکی به مرز ، یکی از اولین نقاطی بود که مورد حمله ی ارتش بعثی قرار گرفت . دشمن در نظر داشت خوزستان و خرمشهر را چند روزه اشغال کند اما مدافعان شهر به مدت 34 روز در مقابل ارتش عراق مقاومت کردند و همین امر خرمشهر را به عنوان نماد و سمبل مقاومت به همگان شناساند . در تاریخ 4 آبان 1359 آخرین مدافعان شهر نیز به جهت فشار مضاعف دشمن و کمبود سلاح و تجهیزات مجبور به عقب نشینی از خرمشهر شدند .

دشمن پس از ناکامی در اشغال خوزستان ، تجهیزات و امکانات دفاعی فراوانی را در خرمشهر و حومه آن مستقر و اطراف شهر را مین گذاری کرد و خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ مطرح نمود . اما با همت جوانان ایرانی ، خرمشهر پس از 578 روز (حدود 19 ماه) اشغال توسط ارتش بعثی عراق ، در تاریخ 3 خرداد 1361 با حمله ی نیرو های سپاه پاسداران ، ارتش و نیروی مردمی بسیج در عملیات «بیت المقدس» آزاد شد .

در روز های پایانی جنگ و پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ، ارتش عراق که هیچ گاه دست از خوی تجاوز کارانه خود بر نداشته بود ، با انبوهی از لشگر های خود در 31 / 4 / 1367 با تهاجمی دیگر خود را به جائه ی اهواز – خرمشهر رساند و 30 کیلومتر این جاده را اشغال کرد .

در حالی که خرمشهر در خطر محاصره و اشغال دوباره قرار گرفته بود ، با پیام هشدار دهنده ی امام خمینی (ره) و با حضور سپاه و انبوه نیروهای مردمی در این منطقه ، طی 3 روز درگیری و مقاومت ، دشمن دوباره به عقب رانده شد .

 

 

 

شلمچه

شلمچه منطقه ای در حد فاصل شهر های خرمشهر و بصره است که بخشی از آن در خاک ایران و بخشی دیگر در خاک عراق قرار دارد . مرز های سرزمینی شلمچه از شمال به کانال ادب و پاسگاه بوبیان ، از جنوب به اروندرود ، از شرق به نهر عرایض و از غرب به کانال زوجی محدود می شود .

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، رژیم بعثی عراق با توجه به نزدیکی بندر خرمشهر به مرز و وجود کنسولگری عراق در این شهر ، به حمایت از گروه های ضد انقلاب از جمله گروه موسوم به خلق عرب پرداخت . پشتیبانی تجهیزاتی رژیم بعث از این گروه – که در راستای زمینه سازی تهاجم گسترده به ایران بود – اقدامات مختلف توریستی را در پی داشت که مواردی مانند ترور اشخاص ، ارسال مهمات ، بمب گذاری ، خمله مسلحانه به مراکز نظامی و اقتصادی و گلوله باران پاسگاه ها را شامل می شد . این وضعیت از اوایل سال 1358 آغاز و در مرداد و شهریور 1358 به اوج خود رسید . در این ماه ، اقدامات مهندسی عراق در ایجاد مواضع ، سنگر ها و گسترش نیرو های نظامی در منطقه ، نمودی آشکار از زمینه سازی تجاوز و انتخاب شلمچه به عنوان محور اصلی تهاجم به خوزستان بود .

با هجوم سراسری ارتش عراق در 31 / 6 / 1359 پاسگاه شلمچه به اشغال دشمن درآمد ؛ اما اندک نیرو های خودی ، پاسگاه را بازپس گرفته و بیست تن از نیرو های دشمن را اسیر کردند . از بامداد 1/7/1359 ارتش عراق تلاش نمود تا با شکستن خط تامین دژ و عبور از شلمچه به سمت خرمشهر پیش روی نماید اما با مقاومت سرسختانه مدافعان ، فاصله پاسگاه شلمچه تا پل نو را در مدت چهار روز طی کرد .

با دستیابی دشمن به حاشیه ی خرمشهر ، منطقه ی شلمچه به اشغال کامل عراق درآمد . اگرچه خرمشهر در 3/3/1361 در مرحله ی سوم عملیات بیت المقدس آزاد شد ، اما حاشیه ی مرزی شلمچه تا اغاز عملیات کربلای 5 در 19/10/1365 در اشغال نیروهای عراقی باقی ماند .

دشمن به دنبال مشاهده پیش روی های رزمندگان ، به فکر ایجاد مانعی غیر قابل عبور برای نیرو های اسلام افتاد ؛ بنابراین پیرو تدابیر پدافندی خود ، در شمار جزیره بوارین توسط کانال پرورش ماهی آب زیادی را در زمینی به وسعت 75 کیلومتر مربع رها ساخت . عمق آب گرفتگی بوبیان در زمان جنگ با توجه به کنترل آن توسط دشمن ، حداکثر به 70 سانتی متر می رسید . عراق با این کار دریاچه ی مصنوعی کم عمقی را ایجاد کرده بود که پیش روی قایق و غواص را با مشکلات فراوان مواجه می نمود .

از دیگر مواضع پدافندی دشمن در این منطقه ، کانال زوجی بود ؛ کانال دو ردیفه ای به طول تقریبی هشت کیلومتر و عرض چهل متر و شامل دو شاخه ی بیست متری که به فاصله ی چهار متر از یکدیگر قرار می گرفت . کانال شمالی – جنوبی زوجی از یک طرف به کانال پرورش ماهی و از سمت دیگر به اروند صغیر متصل بود .

دو ردیف دژ با مواضع نونی شکل در غرب نهر دوعیجی نیز از پیشرفته ترین طرح های پدافندی بود که توسط کارشناسان غربی ، طرح ریزی و در اختیار صدام قرار داده شد . ایجاد مواضع نونی در این نقطه باعث شد قوت خطوط پدافندی در این منطقه استحکام بیشتری نسبت به تمام خطوط پدافندی عراق داشته باشد .

در طول جنگ ، این منطقه ی شلمچه صحنه ی عملیات های بیت المقدس ، رمضان ، پشتیبانی والفجر 8 ، کربلای 4 ، کربلای 5 ، کربلای 8 و بیت المقدس 7 بود که در این میان ، نبرد کربلای 5 از جایگاه ویژه ای برخوردار است .

 

 

 

 

 

نهر خیّن

خیّن نهری است در نزدیکی روستای خین در غرب خرمشهر و جنوب نهر عرایض که جزیره بوارین عراق را از شلمچه ی ایران جدا می کند . نهر خین در مجاورت پاسگاه مرزی خین قرار دارد و دو و نیم متر عمق و بین هشت تا سی متر عرض آن متغییر است و در تنومه ی عراق به شطّ العرب می ریزد .

قبل از آغاز جنگ ، ارتش عراق برای مسلح نمودن عوامل خود در خرمشهر به طور مرتب در حاشیه این نهر به تخلیه سلاح می پرداخت . با آغاز جنگ تیپ 20 لشکر 5 پیاده – مکانیزه ارتش عراق در تاریخ 31/6/1359 در کنار نهر خیّن آرایش تهاجمی به خود گرفت . این در حالی بود که از روز های قبل پاسگاه خیّن زیر آتش دشمن قرار داشت و نیرو های ژاندارمری به کمک نیرو های مردمی در این پاسگاه مقاومت می کردند . در سومین روز جنگ این پاسگاه تخلیه شد و مدافعین در محدوده پل نو موضع گرفتند .

در جریان آزاد سازی خرمشهر ، خیّن یکی از محور های قرارگاه نصربه فرماندهی شهید همت برای ورود به شهر بود و در عملیات والفجر 8 نیز تلاش پشتیبانی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) در محدوده آن صورت گرفت . در عملیات کربلای 4 این منطقه شاهد سنگین ترین درگیری خود در طول تاریخ بوده است به طوری که شهدای بسیاری در آن به شهادت رسیدند . نهر خیّن با انواع موانع از جمله نبشی های ضربدری و سیم خاردار های حلقوی و انواع میادین مین و موانع خورشیدی ، مانع بسیار جدی برای عبور رزمندگان در عملیات های کربلای 4 و 5 محسوب می شد. عبور از منطقه باتلاقی و لجن زار و نفوذ به دژ جنوبی نهر خین با ارتفاع دو و نیم متر و عرض شش متر که در وسط آن کانالی بتنی با مهندسی پیچیده ساخته شده بود و اطراف آن سنگر های نگهبانی و کمین ضد گلوله تعبیه شده بود که گلوله ی آر.پی.جی هم قدرت تخریب آن را نداشت و انواع جنگ افزارها از قبیل توپ 106 ، آر.پی.جی 11 و چهار لول ضد هوایی از آن محافظت می کردند ، عملا کاری فیر ممکن بود . با این حال رزمندگان در عملیات کربلای 4 در نبردی شجاعانه خسارات و تلفات فراوانی به دشمن وارد کردند و حتی عده ای از رزمندگان از نهر خیّن گذشتند . اما در نهایت به دلیل لو رفتن عملیات و حجم بسیار سنگین آتش دشمن ، فرماندهان دستور توقف عملیات را صادر نمودند . با اطلاعات و تجارب به دست آمده در این عملیات ، این منطقه در عملیات کربلای 5 آزاد شد .

پل نو

 

نهر عرایض شاخه ای از رود اروند است که برای آبیاری منطقه غرب خرمشهر احداث شده است . در گذشته بر روی این نهر پلی چوبی بود که پس از ترمیم پل نو نام گرفت . این پل با 58 متر طول و هفت متر عرض ، از طریق جاده شلمچه ، منطقه شلمچه را به خرمشهر متصل می کند .

با شروع جنگ ، پل نو معبر اصلی هجوم نیرو های بعثی به خرمشهر شد ، به نحوی که گردان تانک الحسن و گردان نهم تیپ 33 نیروی مخصوص ارتش عراق پس از عبور از شلمچه در 2 مهر ماه 1359 به نزدیکی پل نو رسیدند . صبح روز 3 مهر نیرو های خودی با نیرو های دشمن درگیر شدند . اما با پیش روی قوای زرهی عراق از شمال نهر عرایض ، اندک مدافعان پل نو تا پاسگاه مرزی دوربند عقب آمده و سپس با بضاعت کم ، تانک های مهاجم را عقب راندند . در روز های بعد نیز درگیری و جنگ و گریز ادامه داشت و گاهی دشمن با عبور از پل نو به طرف خرمشهر پیش می آمد ، لیکن مدافعان آن ها را تا غرب این پل عقب می راندند . در نهایت برای ممانعت از ورود نیرو های دشمن به شهر ، رزمندگان سپاه آغاجاری به کمک نیرو های مهندسی ارتش ، بخشی از پل را منهدم کردند . واحد های زرهی دشمن که برای تصرف خرمشهر چاره ای جز عبور از نهر عرایض نداشتند ، با احداث پل نظامی توسط مهندسی سپاه سوم ارتش عراق توانستند در روز 10 مهر ماه نیرو های خود را عبور داده و تا چهار راه کشتارگاه پیش روی کنند .

در جریان عملیات بیت المقدس در تاریخ 1/3/1361 ، در حالی که تیپ 33 احتیاط نیروی مخصوص ارتش عراق در غرب پل نو مستقر شده بود و ده ها اراده توپ در شمال آن در اختیار داشت ، رزمندگان توانستند ضمن آزاد نمودن کل منطقه ، چهار پل نظامی احداث شده بر روی نهر عرایض را تصرف کرده و راه فرار نیرو های دشمن را در خرمشهر مسدود کنند . پس از آزادی خرمشهر ، دشمن برای ممانعت از دستیابی رزمندگان به شلمچه در آن سوی نهر عرایض موانع متعددی احداث نمود ، با این وجود در عملیات کربلای 4 و 5 رزمندگان در آن سوی نهر وارد عمل شدند .

 

 

 

صد دستگاه

 

صد دستگاه منطقه ای مسکونی در غرب خرمشهر و در حد فاصل جاده شلمچه و گمرگ خرمشهر است که خانه های سازمانی کارکنان بندر در آن قرار دارد . با عبور نیرو های دشمن از نهر و سیل بند عرایض در 4 مهر ماه 1359 دشمن به سمت منطقه صد دستگاه شروع به پیشروی نمود که با مقاومت مدافعان به خصوص نیرو های مردمی گروه محمد رضا دشتی زاده متوقف شدند . در روز 10 مهر ماه نیرو های دشمن که از کشتارگاه تا صد دستگاه مستقر شده بودند آماده ورود به شهر شدند اما مقاومت تکاوران نیروی دریایی و گروه اعزامی فدائیان اسلام و نیرو های دانشکده افسری به فرماندهی سروان پازوکی تا 21 مهر ماه مانع سقوط این محور می شود . نیرو های سپاه آغاجاری به فرماندهی عبدالعظیم نساج نیز در صد دستگاه و پل نو مقاومت سختی از خود به نمایش گذاشتند .

 

 

 

میدان کشتارگاه

 

میدان کشتارگاه در غرب خرمشهر محل اتصال و الحاق دو فلش هجوم دشمن به خرمشهر بود . نیرو هایی که از پلیس راه و پل نو هجوم می آوردند ، می بایست در این منطقه با یکدیگر هماهنگ می شدند و سپس به سوی شهر پیشروی می کردند . قوای دشمن چندین بار به این میدان دست یافتند اما هر بار عقب رانده شدند .

در تاریخ 9/7/1359 نیروهای عراقی از سمت پل نو ، بعد از اجرای آتش سنگین روی مناطق مسکونی تا کشتارگاه پیش روی کردند و به گمان آنکه مانعی بر سر راه نیست ، به حرکت خود شتاب دادند ، اما پنج رزمنده شهادت طلب به تانک ها هجوم بردند و دشمن را به عقب راندند . فردای آن روز کشتارگاه از دو سوی پل نو و پلیس راه به طور گازانبری مورد هجوم واقع شد ولی تانک جلودار دشمن هدف قرار گرفت و هراسان عقب نشست . بدین ترتیب نبرد روزانه در کشتارگاه با فراز و نشیب ادامه داشت تا آنکه بعد از 12 روز مقاومت ، میدان کشتارگاه در تاریخ 21/7/1359 سقوط کرد .

 

 

 

جاده اهواز خرمشهر

 

جاده اهواز – خرمشهر مهم ترین جاده حمل و نقلی کشور قبل از جنگ و اصلی ترین جاده ارتباطی خرمشهر با اهواز مرکز استان خوزستان بود . این جاده و خاکریز شرق آن ، که بر دشت های وسیع غرب رودخانه کارون مسلط است برای ارتش عراق بسیار با اهمیت بود .

در پنج روز اول جنگ ، از کیلومتر 60 این جاده تا پلیس راه خرمشهر به اشغال دشمن درآمد و در طول اشغال ، انواع خاکریز ، موانع ، استحکامات و مواضع تانک و نفربر برای ممانعت از تسلط رزمندگان بر جابه جایی ادوات دشمن و هر گونه امکان نفوذ در آن ، در شرق این جاده احداث شد که بعد ها در میان فرماندهان به دژ بارلویی نیز معروف شد . دشمن در طول جاده نیز برای هدایت آب از غرب جاده به سمت شرق ، با قطع جاده سه بریدگی 20 متری ایجاد کرده بود .

این جاده که مهم ترین بخش از مرحله اول و دوم عملیات بیت المقدس بود ، در 10/2/1361 با رشادت رزمندگان قرارگاه فتح و نصر آزاد شد . پس از پذیرش قطعنامه 598 در 31/4/1367 دشمن با هجومی گسترده به اهواز و خرمشهر پیش روی نمود و دوباره بر این جاده مسلط شد که در نهایت در عملیاتی موسوم به عملیات سرنوشت با نبردی سنگین و دشوار طی سه روز به عقب رانده شد .

 

 

 

پلیس راه

 

پلیس راه خرمشهر در ابتدای جاده خرمشهر – اهواز و پس از کمربندی قرار دارد و دروازه ورود به خرمشهر از سمت شمال محسوب می شود .

ارتش عراق پس از آنکه در تاریخ 2/1/1359 جاده خرمشهر – اهواز را مسدود کرد ، با یک فلش غربی – شرقی به سوی کارون و با یک فلش شمالی – جنوبی به سوی خرمشهر حرکت کرد ولی تا 21/7/1359 نتوانست موقعیت خود را در پلیس راه تثبیت کند . در این مدت در انبار های عمومی ، ساختمان های پیش ساخته ، پلیس راه و دیزل آباد نبرد های سنگینی روی داد . حتی در تاریخ 10/7/1359 دشمن همه موانع را پشت سر گذاشت و تا میدان کشتارگاه پیش روی کرد ، اما نتوانست موقعیت خود را تثبیت کند . تا آنکه توانع مدافعان تحلیل رفت و دشمن در 16/7/1359 در منطقه خانه های پیش ساخته با مقاومت کمی روبه رو شد ، طوری که دشمن ظرف پنج روز خط خود را تا پلیس راه جلو کشید و موقعیت خود را تثبیت نمود .

نوزده ماه پس از اشغال این منطقه ، هنگامی که رزمندگان در ادامه مرحله دوم عملیات بیت المقدس کوشیدند با استفاده از جاده اهواز – خرمشهر از پلیس راه عبور کنند و وارد شهر شوند ، دشمن مقاومت سختی از خود بروز داد و عملیات در این منطقه به نتیجه نرسید ، تا آن که با اجرای مرحله پایانی عملیات بیت المقدس ، دشمن از محور پل نو نیز تهدید شد و از دو سو به محاصره درآمد و و تسلیم شد .

 

 

 

پادگان دژ

 

پادگان دژ در شمال خرمشهر و شرق جاده اهواز – خرمشهر واقع شده است . این پادگان با استعداد یک گردان مستقل (گردان 101) ، وظیفه حراست از دژ های مرزی را بر عهده داشت و در طرح های نظامی قبل از انقلاب پیش بینی شده بود که در صورت حمله عراق به خوزستان ، دز های مرزی با انجام عملیات تاخیری فرصت لازم را برای حضور لشکر های نیروی زمینی ارتش فراهم آورند . به همین منظور در پادگان دژ که فرماندهی دژ های مرزی را نیز بر عهده داشت ، سلاح و مهمات کافی برای یک مقاومت 48 ساعته ذخیره شده بود ؛ اما پس از هجوم ارتش عراق از این تجهیزات استفاده ی بهینه نشد و در حالی که مدافعان خرمشهر در مضیقه ی شدید بودند ، سلاح و مهمات لازم در اختیار آنان قرار نگرفت تا آنکه پادگان دژ در 23 مهر ماه 1359 سقوط کرد و سلاح های باقی مانده در پادگان غارت شد .

نیرو های دشمن که در کیلومتر 7 جاده اهواز – خرمشهر قرار داشتند ، در روز 2 مهر ماه بر روی پادگان آتش گشودند که این امر موجب تخلیه سربازان پادگان شد . اما با حضور به موقع مدافعین و تجدید روحیه سربازان و بهره گیری از معدود تفنگ های 106 موجود در پادگان ، مقاومت در پادگان همچنان ادامه یافت . در روز 7 و 8 مهر ماه پادگان زیر آتش شدید توپخانه ارتش عراق قرار گرفت .

در روز های پایانی مرحله سوم هجوم دشمن ، تعدادی از کماندو های عراقی به امید آزادی اسرای خود که گمان می کردند در پادگان نگهداری می شوند ، شبانه به این پادگان شبیخون زدند و یکی از افسران آن را با چاقو به شهادت رساندند . در پی این حادثه گروهی از نیرو های ژاندارمری در پادگان مستقر شدند . دشمن سرانجام با آغاز مرحله چهارم هجوم خود در 23 مهر ، با تانک های تیپ 26 زرهی و نیرو های پیاده خود پادگان دژ را محاصره کرد و حدود بیست نفر از مدافعان آن ، از جمله یک افسر را به اسارت درآورد و تفنگ های 106 و سایر تجهیزات موجود را غارت کرد . این پادگان تا آزادسازی خرمشهر همچنان در اشغال دشمن قرار داشت .

 

 

 

کوی طالقانی

 

کوی طالقانی که در منطقه شمالی خرمشهر و بین دو خیابان کمربندی (شهدای گمنام) و چهل متری (آیت الله خامنه ای) قرار دارد از نقاط مستضعف نشین و پر جمعیت خرمشهر بود . کوی طالقانی از آغاز هجوم ارتش عراق زیر آتش انبوه خمپاره و توپ قرار گرفت و به همین دلیل ساکنان آن به بیابان های اطراف کوی پناه بردند .

در شامگاه 20/7/1359 اولین ستون گردان هشتم نیرو مخصوص عراق وارد کوی طالقانی شد و با استقرار سریع در ساختمان های مرتفع ردیف های اول ، علاوه بر تسهیل در هجوم ستون های زرهی و مکانیزه خود به پادگان دژ و جاده کمربندی و تامین جناح آنها ، زمینه ادامه پیش روی نیرو های ویژه را در کوی طالقانی و دسترسی به مرکز شهر فراهم کرد . با ورود شبانه دشمن به این منطقه ، برای اولین بار جنگ شهری و خانه به خانه با تکاوران بعثی و تک تیراندازهای آنها در خرمشهر به همراه تعدادی از مدافعین در این منطقه به شهادت رسیدند . درگیری گروه پانزده نفره شهید محمدرضا دشتی زاده در این منطقه تا 24/7/1359 ادامه داشت تا این که در این روز نیرو های عراقی از این منطقه عبور کردند و وارد خیابان چهل متری شدند .

 

 

 

خیابان چهل متری و فلکه فرمانداری

 

خیابان چهل متری (آیت الله خامنه ای) خیابان اصلی و مرکزی خرمشهر است و از جاده شلمچه تا پل خرمشهر امتداد می یابد و تسلط بر آن به معنای تسلط بر خرمشهر است . در طول 35 روز جنگ و مقاومت خونین در خرمشهر همه ی نقاط و محله های این خیابان زیر آتش دشمن قرار داشت . دستیابی دشمن به کوی طالقانی که هم زمان بود با سقوط میدان کشتارگاه و بخشی از جاده کمربندی ، نبرد در این محله را بسیار پیچیده کرد .

از تاریخ 24/7/1359 به بعد تا آستانه سقوط خرمشهر خونین ترین درگیری ها در این محدوده رخ داد ، طوری که خرمشهر ، خونین شهر نام گرفت .

در این مدت مدافعان در خیابان چهل متری حماسه آفریدند و در مقابله سرسختانه خود یگان های نیروی مخصوص دشمن را تا کوی طالقانی عقب راندند . در 27/7/1359 ، 29/7/1359 و 2/8/1359 سه بار دیگر شهر تا آستانه سقوط رفت و مهاجمان به فلکه فرمانداری (معلم) رسیدند ، اما رزمندگان فرمانداری را پس گرفتند . تا آنکه در 3/8/1359 دیگر توانی برای مقابله با دشمن باقی نماند و دستور تخلیه شهر صادر شد . به عبارت دیگر فلکه فرمانداری آخرین نقطه مقاومت در خرمشهر پیش از اشغال محسوب می شود .

 

 

 

مسجد جامع خرمشهر

 

مرکز جامع خرمشهر در بخش مرکزی شهر و بین خیابان آیت الله خامنه ای (چهل متری) و رود کارون و نبش خیابان انقلاب قرار دارد . این مسجد که در سال 1350 ش ساخته شده و به نام «مسجد لب شاخه» معروف شده بود در سال 1343 تجدید بنا شد و به مرور به کانون مبارزه با رژیم ستمشاهی تبدیل شد . با پیروزی انقلاب این مسجد کانون مبارزه با ضد انقلاب شد به طوری که در 24 تیر ماه 1358 با پرتاب نارنجک توسط ضد انقلاب هفت نفر از مردم در صحن مسجد به شهادت رسیدند .

با آغاز جنگ این مسجد به دلیل موقعیت مکانی و نقش محوری در مبارزات قبل از انقلاب به کانون مقاومت 35 روزه مردمی به محلی برای تبادل اخبار ، تجهیز ، آموزش ، جمع آوری کمک ها ، مداوای اورژانسی مجروحین و نگهداری موقت پیکر های شهدا تبدیل شد . با حضور مستمر شهید محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر و تعدادی از افسران ارتش و نیز استقرار بی سیم مادر در مسجد ، این مکان عملا به مقر تاکتیکی دفاع از خرمشهر تبدیل شد . دشمن در 28/7/1359 مصادف با عید قربان با هدایت عناصر ستون پنجم برای اولین بار مسجد جامع را هدف گلوله باران خود قرار داد که در نتیجه آن بخش هایی از گنبد و صحن مسجد تخریب و جمعی از مدافعین به شهادت رسیدند . صبح روز 3 آبان 1359 درگیری با دشمن در سی متری مسجد تشدید و در نهایت توسط دشمن اشغال شد و با فرا رسیدن شب دستور عقب نشینی و ترک شهر به همه مدافعان ابلاغ گردید . مسجد جامع خرمشهر یکی از معدود بناهایی بود که پس از آزاد سازی خرمشهر همچنان پابرجا مانده بود . با پیروزی عملیات بیت المقدس رزمندگان بلافاصله پس از آزاد سازی خرمشهر خود را به مسجد جامع رساندند و نماز شکر به جای آوردند .

 

 

 

 

 

گلزار شهدای خرمشهر

 

گلزار شهدای خرمشهر که قبل از جنگ جنت آباد نام داشت ، روبه روی پادگان دژ در بخش شمالی شهر و ضلع جنوبی خیابان کمربندی قرار دارد . این گلزار یادآور شهدای گمنام و مظلوم خرمشهر است که عده ای از آن ها بدون مراسم و حتی بدون کفن دفن شدند . تنها در دوران مقاومت خرمشهر 419 نفر در این مکان به خاک سپرده شدند که 247 نفر از آن ها خرمشهری بودند و 162 نفر دیگر از 51 نقطه کشور می باشند که بیشترین آن ها به ترتیب از شهر های تهران ، آبادان ، شیراز و اهواز می باشند .

عباس فرحان اسدی و موسی بختور از اعضای سپاه خرمشهر جزء اولین شهدای جنگ تحمیلی هستند که در روز 21 خرداد ماه سال 1359 در این مکان به خاک سپرده شدند . این گلزار در دوران مقاومت شاهد زنانی بوده است که با دستان خویش پدران و پسران و برادران خویش را به خاک سپرده اند . این گلزار به دلیل نزدیکی با پادگان دژ همواره زیر آتش دشمن قرار داشت و در برخی موارد در اثر انفجار ، پیکر های شهدا به اطراف پراکنده می شد .

 

 

 

بندر خرمشهر

 

بندر خرمشهر که در جنوب غربی این شهر قرار دارد ، به دلیل موقعیت ممتاز جغرافیایی و ارتباط با آب های آزاد و وجود شرکت های بزرگ تجاری و کشتیرانی داخلی و خارجی ، از گذشته به خرمشهر چهره ای جهانی داده است .

در سال 1318 ش از اولین اسکله تجاری بزرگ در خرمشهر برای پهلو  گرفتن یک کشتی اقیانوس پیما بهره برداری شد . در جریان جنگ جهانی دوم نیز شش اسکله دیگر در آن ساخته شد . پس از این جنگ ، اسکله بتنی دیگری به طول 360 متر و عرض 5/32 متر احداث شد .

احداث ساختمان بندر در سال 1334 آغاز شد و با طرح های توسعه ی این بندر طول اسکله به 1350 متر و تعداد ایستگاه های پهلوگیری به 9 اسکله افزایش یافت .

در اسفند 1352 ش ، مرکز فرماندهی ناوگان خلیج فارس و دریای عمان نیروی دریایی ارتش که در خرمشهر مستقر بود ، به بندر عباس انتقال یافت .

با آغاز جنگ ، بندر خرمشهر که با دوازده انبار ، بزرگترین بندر تجاری کشور محسوب می شد مملو از کالا های صنعتی ، خودرو ، لوازم خانگی و مواد اولیه کارخانه ها بود . بر همین اساس شورای تامین خرمشهر تصمیم گرفت با اولویت بندی کالاها بر اساس میزان اشتعال پذیری اقدام به تخلیه انبار های گمرگ کند . اما به دلیل تعلل و غافل گیری مسئولین و صاحبان کالا ، تخلیه گمرگ با کندی صورت گرفت و در نتیجه بسیاری از کالا ها دچار آتش سوزی شد و یا توسط ارتش عراق به غارت رفت .

ترمینال نظامی بندر خرمشهر از روز 28 شهریور ماه 1359 هدف گلوله های آر پی جی دشمن قرار گرفت و با آغاز هجوم سراسری ، دشمن در 8 مهر از محور بندر وارد عمل شد ، ولی بلافاصله پس از حضور مدافعین در محدوده در فیلیه (از درهای سه گانه گمرک) دشمن پیش روی خود را متوقف کرد . در 9 مهر ماه دشمن از در سنتاب (از درهای سه گانه گمرک) ، قصد ورود و اشغال گمرک را داشت که مدافعان بندر ساعت ها در برابر هجوم تانک ها و زره پوش ها و انبوه آتش دشمن مقاومت کردند .

از صبح 10 مهر عراقی ها دوباره از این محور حمله کردند و خود را به پشت دیوار گمرک رساندند . روز 13 مهر دشمن با تحمل تلفات ، بخشی از محوطه بندر را تصرف کرد . روز بعد مدافعان به عراقی ها یورش بردند و آن ها را کمی به عقب راندند . حد فاصل روز های 15 تا 17 مهر ماه دوباره دشمن وارد عمل شد و در یک درگیری سنگین و تحمل ده ها کشته و زخمی ، نیمی از بندر و مسجد آن را که پایگاه مدافعان بود ، اشغال کرد .

با تهاجم گسترده دشمن در 23 مهر ماه محوطه بندر به طور کامل اشغال شد اما مقاومت در گمرگ در برابر گردان های نیرو مخصوص و تیپ 26 زرهی لشکر 5 ارتش عراق تا 27/7/1359 و در حالی که بیش از دو سوم شهر سقوط کرده بود ادامه یافت .

 

 

 

پل خرمشهر

 

پل خرمشهر در جنوب شرقی این شهر و بر روی رود کارون قرار دارد . ساخت این پل که 616 متر طول و 8 متر عرض دارد ، از سال 1338 آغاز شد و در سال 1349 به بهره برداری رسید و بدین وسیله بخش شمالی شهر به بخش جنوبی آن پیوند خورد .

ارتش عراق هنگام هجوم به خرمشهر کوشید با دستیابی سریع به این پل ، راه تدارکاتی مدافعان را بسته و آنها را در محاصره کامل قرار دهد تا بتواند خرمشهر را سریعتر اشغال کند . دشمن از بامداد 2 آبان 1359 پس از اشغال ساختمان فرمانداری ، در بخش شمالی پل مستقر شد و نیرو های مدافع را که در حد فاصل شمال غربی پل تا مسجد جامع حضور داشتند ، به محاصره در آورد . اما رزمندگان با تلاش بسیار موفق شدند نیرو های دشمن را عقب برانند .

صبح روز سوم آبان قوای دشمن دوباره هجوم آوردند و پس از اشغال ساختمان فرمانداری ، بر پل خرمشهر مسلط شدند و با استقرار در ساختمان های مجاور ، هر گونه تردد در اطراف پل را زیر آتش گرفتند . به این ترتیب با دستیابی دشمن به پل خرمشهر ، این شهر عملا در آستانه سقوط قرار گرفت و تعدادی از نیرو های باقیمانده در آن سوی پل (در منطقه تحت اشغال دشمن) از طریق لوله های بزرگ زیر پل ، خود را به ساحل جنوبی کارون رساندند . در نهایت با تخریب بخشی از پل توسط دشمن تردد زمینی به این سوی کارون غیر ممکن شد .

با پایان اشغال خرمشهر و آغاز ساخت پل جدید ، به جهت استقامت فراوان مدافعان شهر در محدوده این پل ، نام آن به «پل استقامت» تغییر یافت . اکنون پل دیگری نیز با نام «شهید جهان آرا» آبادان را به خرمشهر متصل نموده است .

 

 

 

 

 

 

مرکز فرهنگی دفاع مقدس (موزه ی جنگ)

 

مرکز فرهنگی دفاع مقدس (موزه جنگ) خرمشهر ، ساختمان سابق شرکت نفت خرمشهر است که در خیابان امام خمینی (ره) (لب شط سابق) و در کنار پل شهید جهان آرا (پل فلزی) قرار دارد . این ساختمان در اواخر مهر 1359 به اشغال دشمن در آمد که پس از آزاد سازی خرمشهر به محلی برای برپایی موزه جنگ تبدیل شد .

در این موزه آثار دوره مقاومت و دوره آزاد سازی در قالب فیلم ، عکس ، ماکت ، تندیس و ... در معرض نمایش گذاشته شده است . یکی از موارد دیدنی این موزه ، دیوار نویسی های اشغالگران عراقی است که در مدت استقرار در ساختمان شرکت نفت از خود به جا گذاشتند .

 

 

 

منطقه عملیاتی «فرمانده کل قوا / خمینی روح خدا»

 

پس از عملیات تپه های مدن در جنوب منطقه اشغالی شرق کارون ، عملیاتی با نام «فرمانده کل قوا ، خمینی روح خدا» در شمال این منطقه در دستور کار قرار گرفت . این نام برای عملیات از آن جهت انتخاب شد که عملیات ، روز پس از عزل بنی صدر از فرماندهی کل قوا انجام شد و در آن موقعیت بحرانی تاکیدی بود بر پیوند نظامیان با امام خمینی (ره) .

در طراحی این عملیات پیش بینی شده بود که به منظور کوتاه کردن فاصله خط خودی (خط شیر) از خط دشمن کانالی حفر شود . بر همین اساس طی سه ماه کانالی به طول 1750 متر ، عرض 5/0 و عمق 4/1 متر از سطح زمین تا 250 متری خط دفاعی دشمن حفر شد . با تلاش فرماندهانی چون شهید حسین خرازی ، سید علی بنی لوحی ، علی زاهدی و برخی از مسوولین محور های عملیاتی از جمله شهید محمود پهلوان نژاد ، شهید منصور موحدی و شهید رضا رضایی طرح عملیات تصویب شد . در این عملیات حدود 300 تن از رزمندگان سپاه و بسیج شرکت داشتند که یک آتش بار توپخانه از ارتش آنان را پشتیبانی می کرد . عملیات در ساعت 3:40 بامداد 21/3/1360 پس از اجرای 10 دقیقه آتش توپخانه آغاز شد و نیرو ها از دو محور دشمن را غافلگیر کردند و تا ساعت 7 صبح موفق شدند شش کیلومتر پیش روی کنند .

واکنش دشمن نسبت به این عملیات بسیار شدید بود و یک هفته کوشیدند منطقه آزاد شده را بازپس گیرد . نیرو های خودی نیز در همان روز اول برای تثبیت موفقیت به دست آمده بخشی از منطقه آزاد شده را تخلیه کرده ، با اتکا به خاکریزی که در شب اول عملیات احداث شده بود ، موقعیت خود را تثبیت کردند و پاتک های دشمن را خنثی نمودند .

در این عملیات با آزاد سازی حدود چهار کیلومتر مربع از منطقه اشغالی جنوب سلیمانیه ، خط مقدم به پل مارد نزدیکتر شد که به همین دلیل دشمن این پل را برچید و به پل قصبه و سپس پل حفار متکی شد . این عملیات هم از نظر روحی و فکری و هم از نظر نظامی و تاکتیکی (اجرای عملیات در شب) اهمیت بسزایی داشت و با شکستن رکود چند ماهه ، عملا مقدمه عملیات شکستن محاصره آبادان را فراهم کرد .

مارد

روستای مارد از توابع شهرستان خرمشهر در 18 کیلومتری شمال آبادان و در کناره غربی جاده آبادان – اهواز واقع است .

در تاریخ 19/7/1359 دشمن در شمال این روستا با نصب پل نظامی بر روی کارون – که به پل مارد معروف شد – از آن عبور کرد . تعدادی از نیرو های خودی برای جلوگیری از پیش روی دشمن به روستای مارد اعزام شدند ، اما با وجود دشت صاف و بی عارضه منطقه و نبود تجهیزات مناسب ، امکان جلوگیری از پیش روی دشمن میسر نشد و دشمن منطقه اشغالی را گسترش داد و روستای مارد را نیز تصرف کرد .

در پی انجام عملیات «فرمانده کل قوا ، خمینی روح خدا» در تاریخ 21/3/1360 در شمال مارد و نزدیک شدن خط پدافندی خودی به پل مارد ، ارتش عراق این پل را برچید و به دو پل قصبه و حفار که در جنوب مارد احداث کرده بود ، متکی شد . روستای مارد تا عملیات ثامن الائمه (ع) همچنان در اشغال عراق باقی ماند .

 

 

 

منطقه عملیاتی بیت المقدس

 

منطقه عملیاتی بیت المقدس از شمال به رودخانه کرخه نور ، از جنوب به رودخانه اروند ، از شرق به رودخانه کارون و از غرب به حورالهویزه منتهی می شود و در واقع در میان چهار مانع طبیعی محصور است .

این منطقه آخرین منطقه ی مهمی بود که همچنان در اشغال دشمن قرار داشت لذا بلافاصله پس از پیروزی در عملیات فتح المبین ، در حالی که قوای ارتش عراق در منطقه ی عمومی خرمشهر در حال تقویت بود ، به همه ی یگان های تحت امر قرارگاه مرکزی کربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا ، به شناسایی و طراحی عملیات با هدف آزاد سازی حدود 5400 کیلومتر مربع از خاک ایران ؛ از جمله شهر های خرمشهر ، هویزه و رفیع بپردازند .

نقاط حساس و مهم این منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر ، پادگان حمید ، جفیر ، جاده آسفالت اهواز – خرمشهر ، شهر هویزه و رودخانه های کارون ، کرخه نور و اروند رود بود که به جز جاده ی اهواز – خرمشهر و استحکامات اطراف آن ، فاقد هر گونه عارضه مهم دفاعی بود . این وضعیت برای مانور زرهی مناسب و برای حرکت نیرو های پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب بود . از همین رو دشمن لشکر 6 زرهی خود را از جنوب رودخانه ی کرخه نور تا هویزه ، لشکر 3 زرهی را در شمال خرمشهر ، لشکر 5 مکانیزه را از غرب اهواز تا روستای سید عبود و 5 گردان زرهی ، مکانیزه و پیاده را از سید عبود تا خرمشهر ، مامور حفاظت از خرمشهر کرده بود.

در طراحی عملیات ، تهاجم با عبور از رودخانه کارون و پیش روی به سوی مرز بین المللی و سپس آزاد سازی شهر خرمشهر مدنظر قرار گرفت ؛ چرا که حمله به جناح دشمن ، که بیشتر به سمت شمال آرایش داشت ، عامل موفقیت عملیات بود . همچنین شکستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سر پل در غرب کارون تا جاده اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیش روی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم و پیش روی به طرف اروند رود به عنوان اهداف مرحله سوم تعیین شد .

بر همین اساس محور شمالی منطقه به قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه کرخه نور) محور میانی به قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه کارون و پیش روی به سمت جاده اهواز – خرمشهر) و محور جنوبی به قرارگاه نصر (با عبور از کارون و پیش روی به سمت شمال خرمشهر) واگذار شد .

این عملیات در 30 دقیقه بامداد 10 اردیبهشت 1361 با رمز «بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاصم الجبارین ، یا علی بن ابیطالب» در چهار مرحله آغاز شد و شهید ایت الله صدوقی و مرحوم آیت الله مشکینی نیز که در کنار فرماندهان سپاه و ارتش در قرارگاه کربلا حضور داشتند ، هر یک به طور جداگانه ، پیام هایی را به وسیله ی بی سیم خطاب به رزمندگان اسلام قرات کردند . در نهایت پس از 25 روز جنگ تمام عیار در این منطقه در ساعت 2 بعد از ظهر روز سوم خرداد ، خرمشهر به طور کامل آزاد شد و پرچم پر افتخار جمهوری اسلامی ایران بر فراز مسجد جامع و پل تخریب شده ی خرمشهر به اهتزاز در آمد .

بدیت ترتیب این شهر مقوم که پس از 35 روز پایداری و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن در آمده بود ، پس از 578 روز (19 ماه) اشغال ، بار دیگر به آغوش میهن اسلامی باز گشت .

5400 کیلومتر مربع از اراضی اشغال شده از جمله هویزه و پادگان حمید و جاده ی اهواز – خرمشهر آزاد شد ، و شهر های اهواز ، حمیدیه و سوسنگرد از تیررس توپخانه ی دشمن خارج گردید و 180 کیلومتر از خطوط مرزی تامین شد .

 

 

 

ایستگاه حسینیه

 

ایستگاه حسینیه نام یکی از ایستگاه های راه آهن بین اهواز و خرمشهر است که در 38 کیلومتری خرمشهر و در دهستان باوی ، بخش مرکزی از توبع شهرستان خرمشهر قرار دارد . در ضلع جنوبی این ایستگاه ، کانال آب رسانی روستای گرم دشت از شرق به غرب امتداد  دارد .

با آغاز جنگ یکی از محور های حمله ی عراق ، جاده ی پاسگاه زید بود که در نزدیکی این ایستگاه سه راه حساس حسینیه را شکل می دهد . این ایستگاه به لحاظ قرار گرفتن در مجاورت جاده ی اهواز – خرمشهر و پاسگاه زید عراق در همان روز های نخستین هجوم ، سقوط کرد و بخشی از تاسیسات این ایستگاه تخریب و حتی ریل های آن برای استفاده در مواضع دفاعی ارتش عراق از جا کنده شد . در 4 مهر 1359 آتش بار های 175 میلی متری توپخانه ی لشکر 92 زرهی اهواز که در شرق حسینیه مستقر بودند و مدافعان خرمشهر را پشتیبانی می کردند ، به علت پیش روی تانک های دشمن به ناچا ر به شرق جاده ی اهواز – خرمشهر و نزدیکی رودخانه ی کارون عقب نشینی کرد . در نتیجه مدافعان خرمشهر از آتش پشتیبانی توپخانه محروم شدند .

در ادامه لشکر 5 مکانیزه سپاه سوم ارتش عراق با تصرف و اشغال این منطقه توانست تا عمق 15 کیلومتری به سمت اهواز پیش روی کرده و خرمشهر را از شمال مورد تهدید قرار دهد .

این ایستگاه که یکی از محور های اصلی عملیات بیت المقدس بود و حفظ و پدافند در آن منطقه بسیار مهم و حیاتی بود ، سرانجام پس از 19 ماه اشغال و به دنبلا رخنه ی موفق نیرو های قرارگاه فرعی نصر 2 (تیپ 27 محمد رسول الله ص سپاه و تیپ 2 لشکر 21 حمزه ی ارتش) در مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس و رسیدن ان ها به جاده ی اهواز – خرمشهر و به دنبال یک هفته جنگ شبانه روزی ، در سحرگاه روز جمعه هفدهم اردیبهشت 1361 به تصرف رزمندگان در آمد . از طرفی ارتش عراق با توجه به دشت وسیع اطراف آن و راه ارتباطی خرمشهر – اهواز بسیار تلاش می کرد آن را باز پس بگیرد اما بعد از قبولی ناتوانی در انجام این کار ، با آتش شدید توپخانه در این نقطه ، جهنمی از آتش ایجاد نمود . این منطقه در جریان عملیات رمضان ، یکی از اصلی ترین محور های هجوم به دشمن بود که در آن پاسگاه زید عراق آزاد شد . هم زمان با عملیات خیبر نیز یکی از محور های اجرای تک فریب ، همین ایستگاه بود . پس از آزاد سازی ایستگاه حسینیه این منطقه محل استقرار نیرو های پشتیبانی و جهاد سازندگی شد .

این ایستگاه در جریان عملیات کربلای 4 و 5 و 8 و بیت المقدس 7 نیز به عنوان یکی از عقبه های مهم و فعال یگان های خودی بود و تعداد زیادی از یگان های عمل کننده در اطراف این ایستگاه استقرار داشتند . ایستگاه بازرسی و کنترل هم در این منطقه دایر شد که تردد نیرو ها را کنترل می کرد و این پست دژبانی تا پایان جنگ دایر بود . در اول مرداد 1365 منطقه ی حسینیه به شدت زیر آتش توپخانه ی دشمن قرار گرفت و در تاریخ 20 فروردین 1366 و 23 دی 1366 نیز مورد حمله ی هوایی دشمن قرار گرفت . در شرق جاده ی اهواز – خرمشهر و روبه روی ایستگاه حسینیه ، جاده ی شهید شرکت قرار دارد که مسیری برای دسترسی به روستای دارخوین است و به واسطه ی پل «شهید هزاردستان» ارتباطش با جاده ی آبدان و هاهواز برقرار می شود .

در کنار این جاده در 7 کیلومتری ایستگاه حسینیه ، بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) قرار دارد و همین امر این ایستگاه را برای نقل وانتقال مجرحین بسیار حیاتی و با اهمیت کرده بود . از طرفی وجود قرارگاه عملیاتی کربلا در 8 کیلومتری شرق ایستگاه ، اهمیت آن را دو چندان کرده بود . به همین علت در طول جنگ این مناطق بارها مورد حمله ی هوایی قرار گرفت و برای مقابله با این حملات ، پدافند هوایی در این منطقه استقرار یافت . نیرو های پشتیبانی جهاد سازندگی تا پایان جنگ در این منطقه مستقر بودند .

 

 

 

جاده ی زید (حسینیه)

 

از محل تلاقی ایستگاه حسینیه با جاده ی اهواز – خرمشهر یک جاده ی شوسه خاکی به سمت جنوب غربی امتداد می یابد که پس از رسیدن به نوار مرزی و پاسگاه مرزی ایران موسوم به پاسگاه حداد (کیلومتر 25) ، از شمال پاسگاه گارد مرزی عراق موسوم به پاسگاه زید ، وارد خاک عراق می شود که به جاده ی زید (حسینیه) موسوم است و در طول جنگ برای سپاه سوم ارتش عراق ، اهمیت زیادی داشت و از طرفی یکی از محور های مهم عملیاتی قرارگاه فتح در مرحله ی دوم عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر بود .

زید یکی از اولین مناطقی بود که برای ادامه ی جنگ پس از فتح خرمشهر مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و با ورود رزمندگان به داخل نوار مرزی شرق بصره در عملیات رمضان ، جاده ی زید به عنوان معبر ورودی و نقطه ی شاخص برای دو محور شمالی و جنوبی عرصه ی نبرد از 22 تیر تا 8 مرداد 1361 شناخته می شد .

این منطقه در عملیات رمضان در محدوده ی عملیاتی قرارگاه فتح قرار داشت و نیرو هایی متشکل از لشکر 92 زرهی ارتش وتیپ های 14 امام حسین (ع) ، 25 کربلا ، 17 علی بن ابیطالب (ع) و تیپ 30 زرهی به سرعت در مواضع دشمن پیش روی کرده و از این محور خود را به نهر کتیبان رساندند . با به بن بست رسیدن عملیات رمضان پاسگاه زید عراق در تصرف نیرو های ایرانی باقی ماند اما دشمن با سرعت اقدام به رها سازی آب نمود و این منطقه را به کلی زیر آب برد .

لذا از سال 1361 تا 1364 به جز تک نا موفق ارتش در این محور در عملیات خیبر ، اقدام مهمی در این منطقه انجام نشد تا اینکه در سال 1365 رزمندگان عملیات بزرگ کربلای 5 را در همین آب گرفتگی علیه موانع دشمن در شرق بصره شروع کردند .

این منطقه در بهار 1367 توسط ارتش عراق باز پس گرفته شد و همین پاسگاه مرزی و جاده ی منتهی به آن در تابستان 1367 یکی از محور های هجوم دوباره ی دشمن پس از پذیرش قطعنامه ی 598 ، برای دستیابی به جاده ی اهواز – خرمشهر بود .

ایستگاه گرمدشت

 

ایستگاه گرمدشت (نیم نود) در غرب جاده اهواز – خرمشهر و در 30 کیلومتری خرمشهر قرار دارد و نزدیک ترین ایستگاه راه آهن به شهر خرمشهر است . در ضلع جنوبی این ایستگاه ، کانال آب رسانی ممتدی از شرق به غرب امتداد یافته است که به علت نزدیکی آن به ایستگاه راه آهن گرمدشت ، «کانال آب گرمدشت» نامیده می شود .

در مرحله ی اول عملیات بیت المقدس سخت ترین نبرد جاده اهواز – خرمشهر در جنوب این ایستگاه توسط گردان سلمان از تیپ 27 محمد رسول الله (ص) به استعداد چهار گروهان به وقوع پیوست . این گردان از ظهر روز اول عملیات بیت المقدس (10 اردیبهشت 1361) وظیفه پدافند در حاشیه جاده اهواز – خرمشهر را به عهده گرفت و چهار شبانه روز با پاتک های واحد های زرهی دشمن مقابله نمود تا آنکه صبح روز 15 اردیبهشت دو تیپ دشمن گردان سلمان را در محاصره گازانبری واحد های تانک و پیاده خود قرار دادند . آن چنان کار دشوار شد که حاج احمد متوسلیان فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله (ص) مسئولیت اجرای عقب نشینی گردان سلمان فارسی از جاده را به حاج محمد ابراهیم همت واگذار کرد .

حاج همت و همراهنش پس از نفوذی معجزه آسا به حلقه محاصره گازانبری دشمن ، به نزدیکی مواضع گردان سلمان رسیدند و متوجه علت اصرار حسین قجه ای – فرمانده این گردان – بر مقاومت و عدم عقب نشینی شدند . چرا که تعداد نیروهای قادر به رزم گردان سلمان ، به چیزی حدود سی تا چهل نفر رسیده بود و مابقی نیروهای گردان همگی شهید و یا مجروح شده بودند . نود درصد زخمی ها نیز جراحت های مهلکی داشتند . تا آن لحظه ، حسین قجه ای و معدود نیروهای قادر به رزم او توانسته بودند به مقاومت نابرابر خویش در مقابل یورش های پی در پی دو تیپ دشمن و تانک های پیشرفته تی – 72 ادامه دهند . با مراجعت حاج همت و ارائه گزارش وضعیت فوق العاده وخیم رزمندگان گردان سلمان ، حاج محمود شهبازی ، فرمانده محور عملیاتی گردان سلمان بلافاصله به دو گردان انصار و و عمار دستور داد برای شکستن حلقه محاصره نیرو های گردان سلمان فارسی وارد عمل شوند .

سر انجام در پی چهار ساعت درگیری شدید ، رزم آوران این گردان ها حوالی ساعت 5 بعد از ظهر روز 15 اردیبهشت توانستند حلقه محاصره دشمن را بشکنند و خود را به مواضع گردان سلمان برسانند و این در حالی بود که حتی یک نفر از آن ها سالم نمانده بود و خود حسین قجه ای هم در آن آخرین دقایق قبل از شکسته شدن حلقه محاصره ، مظلومانه شهید شده بود . پایداری حماسی گردان سلمان در حفظ سر پل ازاد شده تاثیر شگرفی در عملیات آزاد سازی خرمشهر و روحیه نیرو های عمل کننده بر جای نهاد .

 

 

 

منطقه عملیاتی رمضان

 

پس از فتح خرمشهر ، ابتکار عمل و برخورداری از روحیه تهاجمی جهت اعاده حقوق ایران ، ادامه جنگ و ورود به داخل خاک عراق را ضروری می ساخت . لذا دست اندرکاران جنگ مشغول طراحی عملیات رمضان شدند ، اما بحران حمله ی رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان ، در سال 1361 همگان را متوجه لبنان کرد . در این مرحله امام خمینی (ره) با تبیین استراتژی «راه قدس از کربلا می گذرد» جهت اصلی تحرکات و اقدامات اساسی جمهوری اسلامی را بر تداوم عملیات تا حل نهایی مسئله جنگ ترسیم نمودند .

منطقه عملیاتی رمضان ، محصور بود بین یک زمین مثلث شکل به وسعت 1600 کیلومتر مربع که از شمال به خط مرزی کوشک و طلائیه و حاشیه جنوبی هورالهویزه به طول پنجاه کیلومتر و از غرب به رودخانه شط العرب (که از نقطه تلاقی رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع می شد تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول هشتاد کیلومتر و از شرق به خط مرزی شمالی – جنوبی از کوشک تا شلمچه به طول شصت کیلومتر منتهی می شد .

عملیات رمضان بر این مبنا طراحی شد که با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودخانه دجله و شط العرب و تسلط بر معابر وصولی بصره ، عملا از نظر سیاسی – نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی برای پایان جنگ فراهم آید .

دشمن تا قبل از آزادی خرمشهر ، در شرق بصره مواضع مستحکمی نداشت اما با فرصت سه ماهه ای که از حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان تا اجرای عملیات رمضان به دست آورد ، پیچیده ترین خطوط پدافندی طبیعی و مصنوعی را در نوار مرزی بر نیرو های نظامی ایران تحمیل کرد .

احداث خاکریز های مثلثی زنجیره ای با اضلاع 2250 متر ، به طول 115 کیلومتر و ارتفاع 4 متر از بوبیان تا طلائیه ، تسلیح کانال پرورش ماهی به طول 28 کیلومتر و عرض یک کیلومتر با انواع موانع ، کمین و سنگر های تیربار به عنوان موانع باز دارنده و رها کردن آب در قسمت جنوبی منطقه و احداث کانال مارپیچ به عرض یک کیلومتر با 29 ردیف میدان مین ، فقط بخشی از اقدامات باز دارنده ارتش عراق برای ممانعت از ورود رزمندگان اسلام به خاک عراق بود .

در این منطقه چهار محور و قرارگاه های عملیاتی قدس ، فجر ، فتح و نصر به منظور اجرای عملیات ومقابله با سپاه سوم عراق که از سه لشکر زرهی ، دو لشکر پیاده و یک لشکر مکانیزه بهره می برد ، پیش بینی شد . در نهایت عملیات رمضان طی پنج مرحله از تاریخ 23/4/61 ، با رمز «یا صاحب الزمان ادرکنی» در ساعت 21:30 آغاز و پانزده روز به طول انجامید .

در این عملیات رزمندگان با نفوذ به عمق خاک عراق توانستند خود را به نهر کتیبان برسانند و به قرارگاه فرماندهی لشکر 9 زرهی عراق دست یافته و پاسگاه زید عراق را تصرف کنند اما مواجهه با موانع پیچیده دشمن در عمل منجر به محقق نشدن اهداف اصلی عملیات مبنی بر تهدید بصره و تصرف شرق شط العرب شد .

 

 

 

 

 

جاده شهید شاه حسینی (یادمان شهدای عملیات رمضان)

 

جاده 14 کیلومتری شهید شاه حسینی در کیلومتر 72 جاده اهواز – خرمشهر و حد فاصل منطقه کوشک و زید در منطقه عملیاتی رمضان قرار دارد و با عبور از دژ نیروی زمینی ارتش (دژ شهید کامروا) ، به دژ مرزی ایران و عراق (دژ جمهوری) می رسد .

تا کنون پیکر های تعداد زیادی از شهدای عملیات رمضان توسط کمیته جستجوی مفقودین در این منطقه به دست آمده است .

در کنار دژ جمهوری و در مجاورت این جاده ، یادمان شهدای عملیات رمضان با گنبدی نقره ای رنگ که دوازده شهید گمنام در آن به خاک سپرده شده است قرار دارد .

 

 

 

منطقه عملیاتی کربلای 4

 

منطقه عملیاتی کربلای 4 دارای ارزش و ویژگی های مهم سیاسی و نظامی است و می توان آن را مهم ترین منطقه عملیاتی در جبهه جنوب دانست . مرکز این منطقه ، نخلستان های اطراف اروند رود حدفاصل جزیره بلجانیه تا بصره است که عرض آن چهار تا پنج کیلومتر و طول آن پانزده کیلومتر می باشد . زمین منطقه عملیاتی نیز دارای نهر ها و کانال های کشاورزی است که برای پدافند موقعیت مناسبی دارد و جناحین منطقه نیز از شمال به آب گرفتگی شلمچه و کانال پرورش ماهی و از جنوب به خور زبیر و زمین های باتلاقی اطراف آن منتهی می شود و دشمن در آن قدرت پاتک ندارد .

پس از ده ماه بسیج امکانات و مقدورات کشور و استفاده از تبلیغات گسترده و وسیع مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ در شرایطی که منابع صنعتی و اقتصادی و مراکز آب و برق کشور هدف بمباران شدید و گسترده دشمن قرار داشت ، اجرای عملیات کربلای 4 با چهار قرارگاه به نام های نجف ، قدس ، کربلا و نوح در دستور کار قرار گرفت و چهار منطقه شلمچه ، ابوالخصیب ، مقابل ام الرصاص و جزیره مینو به این دلیل که به لحاظ مانور ، آتش ، عقبه و پشتیبانی به هم وابسته بودند برای تصرف شهر بصره و تهدید جاده صفوان – بصره انتخاب شد .

بر این اساس قرارگاه نجف از شمال پنج ضلعی شلمچه تا جزایر بوارین و ام الطویله با هدف پیش روی در محور شلمچه ، قرارگاه قدس با عبور از منطقه ام الرصاص – بوارین با هدف پیش روی در محور پتروشیمی و ابوالخصیب ، قرارگاه کربلا از مقابل جزیره ام الرصاص با هدف تامین کل منطقه و پیش روی تا جاده دوم و سوم و قرارگاه نوح با هدف تامین جناح چپ و پیش روی در مقابل جزیره مینو ، اجرای عملیات را در شش مرحله به عهده گرفتند .

عملیات می بایست در ساعت 22:30 تاریخ 3/10/1365 آغاز می شد . به همین علت غواص ها ساعاتی قبل از شروع عملیات به درون آب رفته و به سمت خط دشمن حرکت کردند . در این میان نیرو های دشمن که کاملا آماده و هوشیار بودند ضمن پرتاب منور ، با تیربار و خمپاره به طرف نیرو های خودی شلیک کردند . در مجموع عملیات خارج از کنترل و هدایت فرماندهی قرار گرفته بود و قبل از هر دستوری ، یگان ها با توجه به هوشیاری و عکس العمل دشمن به محض رسیدن به ساحل ، درگیری را آغاز کردند .

با این حال رمز عملیات «یا محمد رسول الله (ص)» حدود ساعت 22:45 اعلام شد و نیرو های عمل کننده فقط توانستند در جزایر سهیل ، قطعه ، ام الرصاص ، ام البابی و بلجانیه نفوذ کنند و در برخی مناطق نیز به صورت موضعی رخنه نمایند . در مقابل نیرو های دشمن با پرتاب پی در پی منور و اجرای چند مورد بمباران کنار نهر عرایض (عقبه برخی از یگان ها) و همچنین اجرای آتش موثر روی رودخانه اروند ، عملا سازمان غواص ها و نیز نیرو های موج دوم و سوم را به هم زد . به طوری که گاهی نیرو های یگان های مجاور پراکنده شده و اغلب نمی توانستند روی هدف عمل نمایند .

یکی از مناطق حساس عملیات ، نوک جزیره ام الرصاص بود که به رغم تلاش بسیاری که برای تصرف آن انجام شد ، به علت هوشیاری دشمن امکان ادامه در گیری از میان رفت . دشمن با شلیک پر حجم تیربار روی آب ، از عبور نیرو ها از تلاقی اروند و کارون جلوگیری کرد چرا که به خاطر حساسیتی که دشمن نسبت به ام الرصاص داشت ، در پدافند آن از 9 رده مانع طبیعی و مصنوعی بهره می برد ، به طوری که هرگاه از هر خط عقب رانده می شد ، در خط بعدی که نسبت به خط قبلی اشراف و تسلط داشت ، مقاومت می کرد .

دشمن علاوه بر استفاده از اطلاعاتی که توسط آمریکا برای جبران حادثه ایران گیت (ماجرای مک فارلین) در اختیارش گذاشته شده بود ، از هوشیاری کامل برخوردار بود . لذا با استفاده از تاکتیک های ضد غواص و شناور ، مانع از انجام عملیات بر اساس پیش بینی های قبلی شد . در این حال با توجه به هوشیاری دشمن به منظور حفظ قوا و طراحی دوباره عملیات آتی ، از ادامه نبرد اجتناب شد و بلافاصله عملیات کربلای 5 طرح ریزی و اجرا شد .

 

 

 

 

منطقه عملیات کربلای 5

 

منطقه عملیاتی کربلای 5 از شمال به آّب گرفتگی بوبیان ، از جنوب به رودخانه اروند از شرق به نهر عرایض و از غرب به کانال زوجی و شهرک تنومه عراق محدود می شود .

شرایط دشوار و آثار نامطلوب نظامی و سیاسی موفق نبودن کربلای 4 ، ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می کرد ، چرا که دشمن از مدت ها قبل به رغم کلیه اقدامات و تلاش هایش ، در تغییر روند کلی جنگ به سود خود ناکام مانده بود و تحت شرایط جدید مترصد بهره برداری از اوضاع برای حمله به منطقه فاو و بازپس گیری این منطقه و در نهایت تغییر اوضاع سیاسی – نظامی به نفع خود بود اما ضرورت غیر قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات کربلای 4 سبب شد تا ضمن بهره گیری از اصل غافل گیری ، همه ی نیرو ها برای عملیات بزرگ کربلای 5 آماده شوند . ارزشمند ترین منطقه موجود همچنان شرق بصره بود که دشمن با توجه به اهمیت منطقه ، زمین را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه ، انجام هر گونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند .

اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگر های بتنی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل ، سنگر های دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگر های تانک احداث شده بود . در پشت خط اول نیز چندین موضع هلالی شکل که قطر هر یک به سیصد الی چهارصد متر و ارتفاع آن به پنج تا شش متر می رسید احداث شده بود . در پشت مواضع هلالی ، برای تردد و استقرار تانک ، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار بر روی مواضع مشخص شده ، کل منطقه درگیری را زیر آتش قرار دهد . دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث شده بود و دارای سیل بندی به عرض دو و نیم متر و ارتفاع چهار متر به همراه مواضع پیاده ، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود . این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت . سومین خط دشمن ، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال متروکه ای به عرض چهار متر و عمق دو متر احداث شده بود . چهارمین خط پدافندی دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر ، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی ، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود . پنجمین خط دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت . ضمن آنکه در حد فاصل خط چهارم و پنجم ، قرارگاه دشمن ، به خصوص قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر 11) ، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت . پس از نهر جاسم تا کانال زوجی ، مواضع توپخانه ، مراکز لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود .

در منطقه شلمچه ، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی در آورده بود که از استحکامات بسیار پیچیده ای برخوردار بود . در آستانه شروع عملیات ، با توجه به محدودیت زمان ، آخرین اقدامات شامل جابه جایی و نقل و انتقال نیرو ها و امکانات ، تکمیل بحث مانور عملیات و غیره انجام گرفت و نیرو های زرهی و توپخانه نسبت به ماموریت اصلی و گروه های توپخانه برای اجرای آتش و مانور توجیه شدند . با توجه به تجارب عملیات کربلای 4 ، ابهام نسبت به میزان هوشیاری دشمن موجب شده بود که کلیه تحرکات دشمن تا قبل از آغاز درگیری کنترل شود .

در ساعت 1:35 بامداد 19/10/1365 فرمان حمله با رمز «یا زهرا (س)» صادر شد . رزمندگان یورش خود را به عظیم ترین و پیچیده ترین استحکامات دشمن در شرق بصره آغاز کردند و پس از بیست شبانه روز رزم طاقت فرسا ، با عبور از کانال پرورش ماهی ، نهر دوعیجی ، نهر جاسم و استقرار در شش کیلومتری شرق بصره موفق شدند با تثبیت مناطق تصرف شده ای چون پاسگاه های بوبیان ، شلمچه ، کوت سواری و خین و نیز جزیره بوارین ، فیاض و ام الطویل ، دریاچه بوبیان و بخشی از کانال پرورش ماهی و در حالی که سپاه سوم ارتش عراق در این منطقه هفت تیپ پیاده ، یک گردان کماندویی و یک گردان تانک در اختیار داشت و با اغاز عملیات 97 تیپ دیگر را به منظور تقویت و پاتک به منطقه اعزام کرده بود ، عملیات کربلای 5 را با موفقیت به پایان برسانند . در این نبرد حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع) ، اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر و حجت الاسلام عبدالله میثمی مسئول دفتر نمایندگی امام در قرارگاه خاتم به شهادت رسیدند .

 

 

 

جاده شهید صفوی (بنای یادبود شهدای شیمیایی بهبهان)

 

جاده 13 کیلومتری شهید صفوی در شمال غربی خرمشهر و در کیلومتر 13 جاده اهواز – خرمشهر قرار دارد و این جاده را به دژ مرزی و جاده مرزی شهید کاظمی متصل می کند . این جاده محور اصلی عملیات کربلای 5 بود و قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) در مجاورت این جاده قرار داشت .

پس از عملیات کربلای 5 و تثبیت منطقه شلمچه ، قرارگاه مهندسی «صراط المستقیم» که مدتی پس از آغاز جنگ ، به منظور بهره گیری از توان وزارتخانه ها و دولت در جنگ توسط وزارت سپاه ، به فرماندهی محسن صفوی نام وی بر این جاده گذاشته شد .

در جریان عملیات کربلای 5 و در ساعت هفت صبح 19 دی ماه 1365 ، در حالی که رزمندگان گردان فجر لشکر 7 ولی عصر (عج) که از سه گروهان ابوالفضل (ع) ، علی اکبر (ع) و قمر بنی هاشم (ع) شهرستان بهبهان تشکیل شده بود در این جاده استقرار داشتند ، این منطقه هدف اولین راکت شیمیایی آلوده به گاز خردل دشمن قرار می گیرد و تا ساعت یازده صبح دو راکت دیگر آلوده به سیانور به محل استقرار این گردان اصابت می کند که به شهادت نود نفر از رزمندگان گردان فجر شهرستان بهبهان و مصدوم شدن سایر افراد این گردان منجر می شود . تا کنون 9 تن از مصدومین این حادثه به خیل شهدای این واقعه پیوسته اند .

در سال 1378 به همت خانواده این شهیدان ، بنای یادبود کوچکی در جاده شهید صفوی به نام شهدای شیمیایی بهبهان احداث شد . هنوز در اطراف این بنا و جاده شهید صفوی آثار مربوط به دوران دفاع مقدس از جمله سنگر ها نمایان است .

             

 

 

 

منطقه عملیاتی کربلای 8

 

منطقه عملیاتی کربلای 8 ، در منطقه شلمچه و حد فاصل آب گرفتگی های شرق کانال پرورش ماهی و شمال جاده شلمچه تا کانال زوجی قرار دارد . پس از پایان عملیات کربلای 5 و عقب نشینی دشمن به غرب نهر جاسم در حالی که واحد های مهندسی دشمن به صورت متمرکز در احداث موانع و دژ هایی متوالی با فاصله پانصد متر از خط خودی به نام های خاکریز 1000 ، 500 و 1500 در منطقه عملیاتی کربلای 5 تلاش می کردند ، عملیاتی محدود طی دو دوره در منطقه شلمچه در دستور کار قرار گرفت تا خطوط منطقه ی تصرف شده در عملیات کربلای 5 را تکمیل و به کانال زوجی نزدیک کند .

در دوره اول که از سوم تا سیزدهم اسفند 1365 به درازا کشید و عملیات تکمیلی کربلای 5 نامگذاری شد ، فرماندهان قصد داشتند خط پدافندی را از شرق نهر جاسم به غرب آن منتقل کنند تا در مرحله بعد تک را به سمت کانال زوجی ادامه دهند . اما به علت هوشیاری و مقاومت دشمن در خطوط دفاعی ، موفقیتی به دست نیامد و فقط در محور راست عملیات رزمندگان توانستند خاکریز 500 را تصرف کنند . در دوره ی دوم و پس از سی و شش روز از عملیات تکمیلی کربلای 5 ، عملیات کربلای 8 با هدف تامین کانال زوجی و توسعه منطقه تصرف شده در غرب کانال پرورش ماهی طراحی و اجرا شد .

این عملیات در بامداد 18/1/1366 همزمان با سالگرد تاسیس حزب بعث در عراق ، با رمز «یا صاحب الزمان (عج)» آغاز شد و دو قرارگاه عملیاتی قدس و کربلای سپاه پاسداران با سی گردان نیرو از دو محور آب گرفتگی شرق کانال پرورش ماهی و حدفاصل کانال پرورش ماهی تا جاده شلمچه وارد عمل شدند . رزمندگان پس از چهار شبانه روز جنگ سنگین و به رغم شکستن خطوط دشمن و یک کیلومتر پیشروی تا خاکریز 1000 ، نتوانستند موقعیت جدید را تثبیت کنند .

بلافاصله پس از این عملیات ؛ دشمن با نگرانی از پیشروی رزمندگان در شرق بصره ، از بامداد 22 فروردین 1366 با پاتک های سنگین وارد عمل شد و از نیمه شب تا ساعت 3:30 بامداد با توپخانه ، کاتیوشا و سپس بالگرد و هواپیما ، به طور گسترده در منطقه دست به تک شیمیایی زد که به دلیل تاریکی هوا و عدم پیش بینی قبلی ، خسارات قابل توجهی به رزمندگان وارد کرد . دشمن پس از تک شیمیایی ، از ساعت 2:30 تا 7 صبح ، با چهل و پنج گردان توپخانه در منطقه اقدام به اجرای آتش تهیه کرد . آتش دشمن به اندازه ای شدید بود که تحرک و جابه جایی را از نیرو های خودی سلب کرد و امکان تردد هر گونه وسیله نقلیه و نیروی پیاده را به خط مقدم غیر ممکن ساخت . در نهایت دشمن تا قبل از ظهر روز 22 فروردین مواضع تصرف شده در عملیات کربلای 8 را باز پس گرفت و رزمندگان در پشت خاکریز 500 موضع گرفتند .

 

 

 

یادمان شهدای شلمچه

 

این یادمان در یک کیلومتری شمال گمرک خرمشهر و پاسگاه شلمچه و در نزدیکی محل تلاقی جاده امام رضا (ع) و جاده شهید کاظمی قرار دارد . پس از عملیات کربلای 5 آثار باقی مانده از شهدا در محل یادمان شهدای شلمچه جمع آوری شد که زیارتگاه میلیون ها نفر در سال های اخیر شده است .

با حضور رهبر انقلاب در 8 مهر ماه 1378 در مشهد شهیدان شلمچه ، به دستور معظم له مقرر شد یادمان شهدای شلمچه و فضاهای مورد نیاز و جاده های ضروری ، طراحی و اجرا شود . در یادمان شهدای شلمچه که به همت آستان قدس رضوی ساخته شده است ، پیکر هشت شهید گمنام در بخش مرکزی یادمان به خاک سپرده شده است .

جاده شهید کاظمی که در ضلع شرقی دژ جمهوری قرار دارد به عنوان یکی از مسیرهای مواصلاتی در دوران مقدس از غرب حسینیه تا یادمان شلمچه به همت شهید احمد کاظمی برای زائران راهیان نور احیا شد . پاسگاه مرزی شلمچه که در روزاول جنگ به دست دشمن افتاد در جنوب این یادمان و در کنار گمرک مرزی واقع شده است و روبه روی آن پاسگاه شلمچه عراق قرار دارد . با ایجاد منطقه آزاد تجاری – صنعتی اروند در این منطقه ، متاسفانه آثار ملی دفاع مقدس دستخوش تغییراتی شده است .

 

 

 

دژ جمهوری

 

دژ پدافندی خاکی جمهوری ، قبل از انقلاب در 13 کیلومتری غرب جاده اهواز – خرمشهر و 5/1 کیلومتری مرز ایران و عراق توسط ارتش احداث شد که از جنوب شلمچه و نزدیکی جزیره ام الرصاص عراق آغاز شده و تا صحرای کوشک ادامه داشت و به دژ شهید ساجدی متصل می شد . دژ جمهوری از شصت سنگر بتنی موسوم به دژ برخوردار بود .

با آغاز تهاجم و عبور ارتش عراق از مرز ، این دژ مرزی بلافاصله اشغال شد و دشمن از آن به عنوان یک خط پدافندی در طول جنگ بهره برداری نمود . بخش میانی این دژ در عملیات بیت المقدس (از زید تا شمال شلمچه) ، بخش شمالی آن در عملیات رمضان (از زید تا جنوب کوشک) در محدوده پاسگاه زید و بخش جنوبی آن در شلمچه در عملیات کربلای 4 و 5 یکی از مهم ترین خطوط منطقه نبرد بود و شهدای زیادی در حاشیه این دژ به شهادت رسیده اند .

 

 

 

 

بیمارستان صحرایی امام حسین (ع)

 

بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) در کیلومتر 7 جاده شهید شرکت (جاده انشعابی از شرق جاده اهواز – خرمشهر و بین ایستگاه حسینیه و دارخوین) قرار دارد . این بیمارستان صحرایی در سال 1361 ابتدا به صورت سوله هایی با آهن و پلیت ساخته شد که بعد ها و همزمان با عملیات کربلای 4 ، بیمارستانی بتنی و با مساحت 3551 متر مربع در کنار آن احداث و به بهره برداری رسید .

این بیمارستان توسط وزارت مسکن و شهرسازی قرارگاه مهندسی خاتم الانبیاء (ص) برای پشتیبانی و مداوای مجروحین عملیات کربلای 5 و عملیات والفجر 8 ساخته شده و توسط بهداری رزمی جنوب اداره می شد . این بیمارستان صحرایی که به ضخامت یک و نیم متر با خاک کاملا استتار و با نیم متر ماسه و قطعات بتنی در برابر بمباران و موشک باران مقاوم شده بود ، یکی از مجهز ترین بیمارستان ها در نوع خود بود و در آن تقریبا همه امکانات یک بیمارستان شهری تدارک دیده شده بود . این بیمارستان علاوه بر پذیرش مجروحین جنگی ، مصدومین شیمیایی را نیز پذیرش می کرد .

بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) به گونه ای مجهز شده بود که دارای رادیولوژی ، بانک خون ، هشت اتاق عمل ، بیست و پنج تخت اورژانس برای پذیرش مجروحین عادی و بیست تخت اورژانس برای مصدومین شیمیایی ، داروخانه ، بخش ICU  و آزمایشگاه ، 1450 نفر پزشک و کادر مرتبط پزشکی و 120 نفر کادر اجرایی بود . از همان بدو شروع به کار و راه اندازی ، قسمت های مختلف این بیمارستان امکانات لازم را برای ارائه ی خدمات درمانی به مجروحین به دست آورد . به طوری که محل اورژانس آن که از دو سالن عمود برهم تشکیل می شد ، در موقع پدافند به عنوان نقاهتگاه و در هنگام آفت ، به عنوان اورژانس برای پذیرش مجروحین بد حال ، مورد استفاده قرار می گرفت .

مناطق زیر پوشش این بیمارستان صحرایی از خرمشهر (محلی که رودخانه کارون ، آبادان را از خرمشهر جدا می کند) تا زید و در صورت نیاز تا حداکثر کوشک امتداد می یافت . اورژانس های مستقر در محور های عملیاتی شلمچه ، زید ، کوشک ، طلائیه و خرمشهر ، مجروحین خود را از طریق جاده های خرمشهر ، شهید صفوی ، امام رضا (ع) و زید به این بیمارستان منتقل می کردند . در سال 1367 و پس از پذیرش قطعنامه 598 ، در جریان هجوم دوباره ی ارتش عراق به جاده  اهواز – خرمشهر و سه راه حسینیه ، بیمارستان امام حسین (ع) در آستانه سقوط قرار گرفت و دشمن تا دو کیلومتری این بیمارستان پیشروی نمود . این بیمارستان در طول جنگ منشاء خدمات بسیار ارزنده ای به رزمندگان اسلام بود و نقش بسیار مهمی در مداوای مجروحین جنگی و به خصوص مصدومین ناشی از بمباران شیمیایی دشمن ایفا نمود .

 

 

 

منطقه ی عملیاتی بیت المقدس 7

 

منطقه عملیاتی بیت المقدس 7 در منطقه ی شلمچه و حد فاصل مرز دو کشور و شرق کانال پرورش ماهی قرار دارد و منطقه ی پنج ضلعی را در بر می گیرد . پس از سقوط شلمچه و به منظور فائق آمدن بر روند تهاجمات و برتری دشمن و جلوگیری از تلاش دشمن در ایجاد استحکامات جدید در منطقه و وارد کردن ضربه به دشمن ، عملیات بیت المقدس 7 طراحی و در ساعت 22:30 روز 22 خرداد 1367 با رمز«یا ابا عبدالله الحسین (ع)» ، توسط ده یگان از سپاه پاسداران به استعداد هفتاد گردان نیرو در سه محور به اجرا در آمد و حد فاصل کانال شهید ادب تا کانال پرورش ماهی و منطقه ی پنج ضلعی در شلمچه به تصرف در آمد .

روز بعد ،  پنج لشکر آزاد دشمن شامل دو لشکر از گارد ریاست جمهوری و لشکر های اول مکانیزه و 3 و 6 زرهی که به عنوان نیروی احتیاط در منطقه قرار داشتند ، بلافاصله خود را به صحنه نبرد رسانده و دست به پاتک سنگین زدند . نیرو های خودی برای جلوگیری از تلفات احتمالی در برابر پاتک های دشمن ، پس از سه روز مقاومت دوباره به مواضع قبلی خود باز گشتند . این عملیات آخرین عملیات آفندی ایران در خاک عراق محسوب می شود .

 

 

 

منطقه عملیاتی سرنوشت

 

شورای فرماندهی عراق  به ریاست صدام حسین ، سه روز پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران ، در تاریخ 30 تیر 1367 با صدور اطلاعیه ی نظامی اجرای عملیات «توکلنا علی الله» را برای تصرف مجدد مناطق مرزی و انهدام نیرو های ایران و به اسارت در آوردن تعداد بیشتری از رزمندگان ایرانی (برای ایجاد برابری با تعداد اسرای عراقی) اعلام نمود و در سحرگاه جمعه 31 تیر 1367 در شرایطی که وزیر خارجه ی وقت ایران در حال مذاکره با دبیر کل سازمان ملل بود ، نیرو های دشمن از مناطق کوشک و شلمچه به داخل خاک ایران پیشروی کردند و در محور شلمچه ، کانال شهید ادب را اشغال نموده و در محور کوشک با تصرف جاده المهدی (عج) به حاشیه جاده اهواز – خرمشهر رسیدند و حدود سی کیلومتر از جاده 125 کیلومتری اهواز – خرمشهر را از کیلومتر 60 اهواز به سمت خرمشهر به تصرف خود درآوردند و با استفاده از نیرو های کماندویی و زرهی تلاش زیادی کردند تا از محور شلمچه و جاده ی اهواز – خرمشهر دوباره خرمشهر را محاصره کنند .

در این میان حجم حملات هوایی دشمن نیز افزایش یافت . در پایان این روز نیرو های دشمن با پشت سر گذاشتن جاده ی اهواز – خرمشهر حدود دو کیلومتر از جاده شهید شرکت را تصرف کرده و در 5 کیلومتری قرارگاه کربلا مستقر شدند . با انتشار خبر پیشروی دشمن به سمت جاده اهواز – خرمشهر که یادآور رخداد های غافل گیر کننده ی آغاز جنگ بود ، حجت الاسلام سید احمد خمینی پیام امام خمینی (ره) را تلفنی برای فرمانده وقت سپاه این چنین قرائت نمودند : «این نقطه ی حیاتی کفر و اسلام است یعنی نقطه ی شکست یا پیروزی . اسلام و کفر است و باید متر به متر جنگید و هیچی از هیچ کس پذیرفته نیست و اینجا نقطه ای است که یا موجب می شود دوباره در کشور سپاه حیات پیدا کند و یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده ای بشود .»

با انتشار این پیام سرنوشت ساز ، روح مقاومت و حماسه دوباره در میان فرماندهان و رزمندگان تقویت شد ، به طوری که از بعدازظهر همان روز با شکل گیری هسته های مقاومت همانند نخستین روز های مقاومت در برابر دشمن ، به تدریج دفاع مردمی در برابر دشمن شکل گرفت و بلافاصله پادگان حمید از اشغال نیروهای دشمن خارج شد و دولت عراق فقط 24 ساعت پس از آغاز هجو سراسری خود ، در ساعت 22 شب اول مرداد ماه به طور رسمی عقب نشینی نیرو های مسلح خود را از خوزستان اعلام نمود و در حالی که آخرین تانک های  دشمن در 3 مرداد 1367 در حال عقب نشینی از منطقه ی جنوب بودند ، نیرو های منافقین براساس یک برنامه ی زمان بندی شده ی 33 ساعته ، با به کار گرفتن چهار تا پنج هزار نفر از اعضای خود در غالب بیست و پنج تیپ با پشتیبانی ارتش عراق حملات خود را در غرب کشور آغاز نمودند .

در حالی که ایران با توجه به وضعیتش در صحنه ی نظامی و پذیرش قطعنامه 598 با موانع بسیاری روبه رو بود ، اقدام مشترک عراق و منافقین در حمله به خاک ایران نه تنها بر انسجام درونی ملت ایران افزوده ، بلکه با افشای ماهیت تجاوز کارانه ی رژیم عراق ، مقدمات اجرای آتش بس در مرز ها به وسیله ی سازمان ملل را فراهم نمود .


موارد دیگر :

بدون آلبوم